دوست
خوشبختی من پیدا كردنِ تو از میانِ این همه ضمیر بود. . . همه ی خودم را مال تو کرده ام چقدر دنیای تو بزرگ است . . آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند همان جایی که گفتند: یکی بود و یکی نبود . . کمی این کلمه ها را نصیحت کن تا با من کنار بیایند دوستت دارم ها دیگر فایده ای ندارند! . . مثل یک روحی ؛ رها از بند زندان و تنی! دور هم باشی اگر از من ٬ همیشه با منی تو همیشه بی خبر مهمان بغضم می شوی بی هوا از چشم های خسته ام سر می زنی... . . هدایای تو دشمنم شده اند بی وجودشان شاید می توانستم لحظه ای را بی یاد تو سر کنم من تمنا كردم كه تو با من باشي تو به من گفتي : هرگز هرگز!!! و مرا غصه اين هرگز كشت!!! همرنگ چشم های من بود و لبانت طعم لب های مرا داشت انگار مرا نفس کشیده بودی انگار تو را زیسته بودم... دیشب اونقدر ازت بدم اومد که نمی
تونستم تحمل کنم ... می خواستم از خونه اتون بزنم بیرون ولی حیف که وسط
مهمونی بود... قبلا یه سلامی می دادی و یه خداحافظی ای می کردی ولی این بار
منو از این هم محروم کردی... من چقدر ساده بودم که باورت داشتم ... من
ساده فکر می کردم تو خودت منو می خوای ولی این جای تقدیرو نخونده بودم که
به اجبار حاضر شدی قبول کنی که ... نباشی کل این دنیا واسم قدر یه تابوته .... دنیارو بی تو نمی خوام یه لحظه دنیا بی چشمات یه دروغ محضه .... می شمرم ۱و ۲ و ۳ و ۴ و ۵ و ۶ و ۷ و ۸ و ۹ ۹ روزه که منو از همون یکی دوتا اس ام اس هم محروم کردی نمی دونم بی احساسی یا که اصلا ... ترسم از این توهم است... که در نبودنم گاه دیوانه وار سرت را از فرط بی قراری هایت و از ترس دیدن تمام نبودنم به دیوار خواهی کوبید... آیا خواهی کوبید؟؟؟ سهل است بگویم که گرفتار تو هستم هر چند که دور از منی و من ز تو دورم بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم و میان آنها تو فقط می مانی لحظه ای با من باش تا ابد در دل من می مانی ... این قسمت بی تو بودنم اجباریست افسوس نمی شود کنارت باشم بی تو هر ثانیه هر لحظه ی من تکراریست ... قلبم در انتظار لحظه باریدن باران است که با تو در زیر بارانی که همیشه باریدنش برایم آرزوست قدم بزنم تا باران بشوید ترس را از وجود من تا باران عاشقانه تر کند این لحظه ی عاشقانه ی من ... کنارمی عزیز دل کاش برایم نیز باشی ... ********************************************* آرامشم را نگیر از من با نگاههای آتشینت آتشم بزن اما نسوزانم
هر كس دوست داره وبلاگ اصلي من را ببينه به اين آدرس يه سر بزنه با تشكر ممد
خودت را از كسي پس نگير شايد اين تنها چيزي باشد كه او دارد
وقتي كه مي گويي دوستت دارم خوب به اين جمله فكر كن
khodet ra az kasi pas nagir shayad in tanha chizi bashad ke oo darad اي كاش گل باغ بهارت بودم اندرقفس عشق هزارت بودم
اي كاش به هر سو كه نظر مي كردي من مردمك چشم خمارت بودم... عشق مثله پنیر میمونه، زیادش آدمو خنگ میکنه، نرمالش فقط تا یک ساعت آدمو سیر نگه
میداره، هیچ کس هم بدونه پنیر نمرده . . .
سيل دريا ديده هرگز بر نمي گردد به جوي
نيست ممكن هر كه عاشق شد دگر عاقل شود
چه برسه به تو عزیزم تو که ازم یه دنیا دوری اشک بیکسی می ریزم خودم از خودم بیزارم دنیا هم ازم بریده دل ساده و غریبم یه روز خوشی ندیده امیدم فقط همینه که یه روز تو رو ببینم ببینم بهت بگم من بی تو دلتگ و غریبم منو از سایه جدا کن سایه های آه و ماتم تا بشه داد بزنم من سایه سایه پا به پاتم من و حسرت و سکوتم تا ابد باهم رفیقیم توی دریای نجابت ناجی دل غریقیم آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟
آدم به خدا خیانت کرد! خدا درد آفرید! غم آفرید! تنهایی آفرید! بغض آفرید! اما راضی نشد! کمی فکر کرد! و آنگاه عشق آفرید! نفس راحتی کشید! انتقامش را گرفته بود از آدم …! شايد قسمت من بيچارگيست تو این دنیا که همش اوارگيست کاش یکی بود و میگفت اون رفت و دیگه نیست ولی زندگی است پس بيا و بريم ازاين كوچه بن بست
. . زندگي چيدن سيبي است که بايد چيد و رفت / زندگي تکرار پائيز است بايد ديد و رفت . . . . . شلوار چهار سالگيت رو بپوش ! ببين چقدر تنگ شده برات اندازه همون دلم تنگ شده برات ! . . يه زغال بر ميدارم و دورت ميکشم و مينويسم اين بي معرفت دنياي منه ! . . عصري است غروب آسمان دلگير است ، افسوس براي دل سپردن دير است هر بار بهانه اي گرفتيم و گذشت ، عيب از من و توست ، عشق بي تقسير است . . بر سنگ مزارم بنويسيد اشفته دلي خفته در اين خلوت خاموش / او زاده غم بود که از خاطر دوستان گشت فراموش . . . . . . هر دو بالم را شکستي باورم را پس بده / مانده خالي خالي هستي ام را پس بده دفتر شهر را پر پر کن اما خوب من / اشک هاي بيت بيت دفترم را پس بده . . به کم نور ترين ستاره ها قانع باش ، چرا که چشم همه به سوي پر نور ترين ستاره هاست . . نه از قايق نه از قايق مينويسم ، نه از زخم شقايق مينويسم به ياد لحظه هاي با تو بودن ، به ياد آن دقايق مينويسم . . . . . . محبوب ترين فرد کسي است که هم خود با نشاط است هم به ديگران نشاط ميبخشد . . . . . در تنور عاشقي سرد مکن ، در مقام عشق نامردي مکن حرف مردي ميزني مردانه باش ، در سراي عاشقي افسانه باش . . . . . سکوت يعني يه حرف که رو دلمه ، يه اسم که رو لبمه ، يه شرم که تو چشامه و يه ارزو که تو قلبمه ، سکوت يعني ....... . . اين اس ام اس رو ميفرستم براي همه خوب ها که سخت مشغول شطرنج

هنوز از تنهایی سخن می گویی
چقدر کم هستم!
بگو تازه شوند
پاسخي سخت و درشت
![]()
![]()
شايد نوري را روشن كني كه به با خاموش كردن آن ، به خاموش شدن او ختم شود ...
vaghti ke migoi dostat daram khob be in jomle fekr kon
shayad noori ra roshan kon ke ba khamoosh kardane an be khamoosh shodane oo
khatm shavad
ey kash gole baghe baharat boodam , andar ghafase eshgh hezarat boodam
ey kash be har soo ke nazar mikardi man mardomake cheshme khomarat bodam
بي خبر از همديگر آسودن چه سود.
بر مزار مردگان خويش ناليدن چه سود
زنده را بايد به فریادش رسيد
ورنه بر سنگ مزارش آب پاشيدن چه سود
bi khabar az hamdigar asoodan che sood
ba mazare mordegan nalidan che sood
zende ra bayad be faryadash resid
varne bar sange mazarash ab pashidan che sood
eshgh mesle panir mimoone ,ziadesh adamo kheig mikone
normalesh ta 1 saat aadamo sir negah midare, hich kasam bedoone panir namorde
seile darya dide hargez bar nemigardad be jooy
nist momken har ke ashegh
shod degar aghel shavad
" پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنست که بعد از هر زمين خوردنی برخيزی" .
piroozi an nist ke hargez be zamin nakhori , an ast ke bad az har zamin khordani
barkhizi
قلب ها دريچه ي نفوذند و صادقانه نفوذ كردن پايدارترين مهماني است ...
ghalb ha dariche nofoozand va sadeghane nofooz kardan paidar tarin mehmani ast
مثل آسمون که امیدش چند تا ستارست... دیدن برق نگاهت واسه من عمر دوبارست...
mesle asemoon ke omidesh chand ta setaras
didane barghe negahet vase man omre dobaras
بهترین ترانه رو من از چشمای تو می سازم... تو قمار زندگیمون تو نباشی من میبازم...
با تو من مالک دنیام... بی خیال غربت غم بی خیال نور فردام...
behtarin tarane ro az cheshmaye to misazam
too ghomare zendegimoon to nabashi man mibazam
ba to man maleke donyam
bi khiale ghorbate gham bi khiale noore fardam
تو آن فرشته ای که وقتی در فصل بهار راه می روی برگ درختان انتظار پائیز را می کشند
تا جای پاهایت را بوسه بزنند...
to an fereshtei kw vaghti dar fasle bahar rah miravi barge derakhtan entezar
paeez ra mikeshand ta jaye payat ra boose zanand
:ادامه مطلب:![]()
![]()
خودم از خودم بیزارم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |








